عبد الحسين نوايى
203
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
و ظفر طليعهء لشكر ضيغم شكار و غضنفرفر به مضمون كريمهء وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها « 1 » سپاه غيبى پيشرو و جيوش اقبال سروش وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ « 2 » به انهاى منهيان لاريبى سامعه افروز خاطر حقيقت سگال بوده آمدن آن هر دو بخت - برگشته را دليل آمد كار و آن دو به دام افتاده را صيد دليران شير شكار دانسته به همراهى و فود عنايت سبحانى با افواج قاهره ظفر مناقب كتائب لما جردوا السيف قهرهم * يصيربها الدهر الغشوم كتائب توكل به خالق جزو و كل كرده به اذن سلطان اقليم ولايت و ارتضا ، على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثنا ، كوس قيامت غريو رزمسازى را بلندآوا و لواى كشورگشائى را فلكفرسا ساخته از ارض قدس حركت واقع شد . اما چون اين لشكركشى و جنگجويى و سپهآرايى و جهانپويى را جز اين امر داعى نيست كه شمع جهان افروز دين مصطفوى به هوادارى مشكوة ايزدى از صرصرفتن مصون و كافهء خلايق كه بهين وديعهء خالقند از تطاول قهرمان اعادى مأمون بوده كار ممالك صحت مزاج و نقد ملت حقه در عرصهء گيتى رواج يابد ، بر فرازندگان علم علم كه سالكان سالك مسلمانى و طلبهء رضاى سبحانىاند لازم است كه چنان كه لشكريان به بذل جان و ارباب مكنت به صرف مال در راه دين مبين ذخيرهاندوز سعادت مىباشند ، ايشان نيز به قدر قوت و توان دست اعانت بلند و به همراهى كردن فوج چير دست دعا كه لشكر خصمافكن و سپاه دشمنشكن را بهتر از آن مددى نمىباشد امداد و يارى غازيان نصرت پيوند نمايند . فى الواقع هميشه گشايش ابواب فتوح بعد از تفضلات خداوند به دستيارى دعاى اتقيا ميسر و به بركات انفاس ميمنت اساس آن فرقهء حقشناس اسباب فتح و ظفر در پيشگاه حصول جلوهگر بوده است . مىيايد كه آن فضايل مآب در ايام و ليالى متبركه تمامى فضلاى ذىشان و صلحا و درويشان را كه در معركهء جهاد نفس سر و بر را به درع و دراعهء صلحادت و اسلحهء زهد
--> ( 1 ) - سورة التوبهء 40 ( 2 ) - سورة محمد 35